از آنجاییکه مسئله نوع پوشاک ایرانیان با ظهور اسلام با حجاب و پوشش منسجمی هم برای زنان و هم برای مردان همراه می شود و حکم حجاب حکم تکمیلی برای جامعه آن روز بوده است لذا لازم دانستیم با استناد به منابعی که ذکر می شود برخی از پوشش ها را در عرب قبل از اسلام توضیح دهیم و الا در ایران تا قبل از اشاعه اسلام همان لباس دوران ساسانیان مرسوم بوده است .

بااستناد به سخن حضرت علی (ع ) می فهمیم قبل از اسلام اعراب عمدتا از پایین ترین سطح پوشاک جهانی بر خوردار بودند :

حضرت علی(ع ) دشواری‌ها، تنگنا‌ها و سختی‌های زندگانی آن روزگار را بدین‌گونه گزارش کرده است:

«ما مردم عرب در میان امت‌های دیگر سخت‌ترین زندگی و خشن‌ترین لباس‌ها و اثاثیه را داشتیم و بیشترین غذای ما هبید و پوست بود و پشم، معمولاً لباس‌مان را تشکیل می‌داد

محمّدباقر محمّدی، نهج‌السعادى فی مستدرک نهج‌البلاغه، ج۱، صhttp://daftarmags ۱۲۱
نوع لباس و زینت زنان ارتباط مستقیم با محیط اجتماعی و طبیعی آنان داشت. در شهرها که اختلاطِ بین دو جنس بیشتر و پر دامنه‌تر بود، لباس‌ها متنوع‌تر و جذاب‌تر بود و زینت بیشتری وجود داشت، اما در زندگی صحرایی که چنین نبود، پوشش زنان ساده‌تر و یک‌دست بود، به ویژه اینکه آنان برای فرار از آسیب‌های طبیعی از پوشش بیشتری استفاده می‌کردند. شرایط سخت‌ صحرا زنان بادیه‌نشین را مجبور به پوشاندن سر و صورت می‌کرد، همان‌گونه که مردان نیز چنین می‌کردند(farsnews.com)

زن و مرد بادیه نشین

در دوره جاهلیت و زمان های اولیه اسلام هنگامی که تقریبا تمامی اعراب به حالت بادیه نشینی می زیسته اند، شهرهای کوچک و کم اهمیت و هنر خیاطی نسبتا ناشناخته بود، پوشاک های ساده سرتاسری به صورت یکپارچه بافته می شده است و برای حفظ بدن آنها، از سرما و گرما کفایت می کرد .

البته با فتوحات اسلامی و گسترش قلمرو اعراب و آشنایی آنان با فرهنگ های رومی و ایرانی تغییر محسوسی در روند پوشاک ایجاد گردید، به طوری که در اواخر دوره خلافت اولیه «خلفای راشدین» خصوصیات البسه را این گونه بیان کرده اند : تکثر در انواع پارچه ها و لباس ها و تفنن در خیاطت(۲)، این در حالی است که در دوره خلافت عباسی با استفاده از هنرمندان فن خیاطی روند دوخت لباس و پوشاک و تنوع آن به اوج خود رسید. با توجه به گزارش های منابع اولیه لباس ها به دو صورت تقسیم گردیده است

۱ ـ لباس هایی که پارچه های آن بریده می شدند و با نخ دوخته می شدند. مانند : قمیص، جبه و سراویل.
۲ ـ لباس هایی که یکپارچه، بدون برش و دوخته شدن مورد استفاده قرار می گرفتند. مانند : جلباب، وداع و ازار

و در یک تقسیم بندی دیگر می توان لباس های زنانه را با توجه به روایات و احادیث و گزارش های تاریخی که درباره پوشش زنان در کتب شیعی و اهل سنت بیان شده است در دوره های اولیه اسلام و قبل ا‍‍ز آن این گونه تقسیم نمود :
۱ ـ لباس هایی که برای پوشش سر و صورت به کار برده می شد که عمدتا یکپارچه و نادوخته بودند، و معروفترین این لباس ها : جلباب، خمار، نقاب،‌ برقع و قناع می باشد.

نقاب و جلباب

۲ ـ لباس هایی که برای پوشش سایر اعضای بدن به کار می رفته است و برخی دوخته شده برخی نادوخته بودند. از آن جمله : قمیص، صدرا، درع، مرط، برد، ازار و سروال را می توان نام برد. در ادامه با توجه به تقسیم بندی فوق معروف ترین البسه زنان جزیره العرب در زمان جاهلیت و اسلام مورد بررسی قرار می گیرد.

24

جلباب

در تفسیر آیه ۵۹ سوره احزاب مفسرین معانی مختلفی را از این واژه ارائه می دهند.هم چنان که:
الف) طبرسی جلباب را این گونه توضیح می دهد : «جلباب عبارت است از ردایی که سر و روی زن را می پوشاند وقتی برای کاری از منزل خارج می شود.»
وی در تفسیر آیه مذکور معتقد است : «مقصود خداوند از بیان «یدنین علیهن جلابیبهن» این است که با روپوشی که زن به خود می گیرد محل گریبان خود را بپوشد» و اضافه می کند «گفته شده، جلباب همان چارقد است و مقصود آیه آن است که : زنان آزاد وقتی بیرون رفتند پیشانی ها و سرها را بپوشانند
ب) آلوسی بغدادی با توجه به تفاسیر قبل از خود در یک جمع بندی کلی برای جلباب چندین معنی بیان کرده است که عبارتند از:
۱ ـ آنچه از بالا تا پایین را بپوشاند؛
۲ ـ هر لباسی که زن آن را روی لباس هایش بپوشد مانند روپوش؛
۳ ـ هر آنچه با آن پوشش انجام گیرد چه عبا باشد و چه غیر از آن.
۴ ـ لباسی گشادتر از سرپوش و کوچک تر از ردا؛
۵ ـ مقنعه؛
۶ ـ ملحفه
مؤلف کتاب قاموس قرآن معتقد است که در یک جمع بندی نهایی، جلباب، ملحفه و لباس بالایی و چادر و مانند آن است و اطلاق جلباب را مختص به روسری و چارقد نمی داند
به هر ترتیب با توجه به اقوال مفسرین و ظاهر آیه ۵۹ سوره احزاب،‌ این نتیجه مهم قابل توجه است که منظور از جلباب لباس خارجی بوده و مؤید این سخن ادامه آیه است که می فرماید : ذلک ادنی ان یعرفن فلا یو ذین و کان الله غفورا رحیما »
با توجه به این که این قسمت از آیه نیز سفارشی برای در امان ماندن زنان از آزار و اذیت های اجتماعی است به طوری که اگر زنان این کار را انجام ندهند تنها موجبات آزار و اذیت خود را فراهم کرده اند.

22

خمار

یکی از پوشاک های صدر اسلام، جامه ای نادوخته به نام خمار می باشد. خمار بر خلاف جلباب پوششی برای سر بوده است و کاربرد آن در شعرهای جاهلی و دوره اسلامی نیز به همین معنا است.

نصیف
واژه نصیف مترادف کلمه خمار می باشد هر پوششی که برای سر باشد «نصیف» نامیده می شود در روایات نیز نصیف مخصوص زنان بیان شده است. پیامبر در توصیف زنان بهشتی چنین می فرماید : « و اگر زنی بهشتی بر زمین ظهور کند زمین را روشنایی و عطر فرا گرفته و چارقد او زیباتر از دنیا و آنچه در اوست

علاوه بر اینکه برخی از لغویون آن را به عنوان لباسی می دانند که زنان برای تجمل و زینت روی لباس خود بر تن می کرده اند.(

نقاب
بدون تردید نقاب از پوشش های صورت بوده است نقاب پوششی بوده است که بر چشمان و بینی قرار می گرفت. این پوشاک دارای انواع مختلفی بوده است و استفاده از آن و چگونگی قرار گرفتن آن بر روی چهره در هر نوع با اسم خاصی نامیده می شده است. هنگامی که نقاب فقط بر چشمان زن قرار گیرد آن را وصوصه گویند و اگر تا روی دماغ کشیده شود نقاب گویند و اگر بر چشمان گونه ها را نیز بپوشاند به آن لغام گویند

36

البرقع
یکی از پوشش های صورت در میان زنان عرب برقع بوده است. که البته تنها به زنان اختصاص نداشته است و بنا به گفته «فراهیدی» برای برخی موارد نیز به کار می رفته است. به نظر می رسد که برقع پوششی برای صورت و در میان زنان بادیه نشین عرب رایج بوده است و حفاظت از چهره و اعضاء آن را در مقابل گرد و غبار و طوفان های شن به عهده داشته است

اللثام
ابن منظور آن را چنین توضیح می دهد : «پایین کشیدن مقنعه و عمامه توسط زنان و مردان تا روی بینی لثام و تا نوک بینی و دو طرف آن لفام است» این نوع روش در پوشش صورت حداقل در قرن دوم مخصوص به مردان بوده است و بیشتر هنگام سفر و سوار بر چارپایان انجام می گرفته است و در حال انجام مراسم عبادی کنار زدن آن از روی چهره ضروری بوده است

القمیص

پوشیدن آن از قدیم الایام به عنوان پوشاکی متداول در نزد اقوام مختلف بوده است در برخی از روایات به تن پوش دیگری به نام صدار که مترادف با قمیص است اشاره شده با این تفاوت که کوتاه تر از آن بوده است. و نیز لغویون عرب در متون لغت، کلمه درع را به معنی قمیص دانسته اند درع، پارچه ای بوده است که وسط آن را بریده و اطراف آن را دوخته و دو آستین برای آن قرار می داده اند

المراط
یکی دیگر از لباس هایی که پوشیدن آن به زنان اختصاص داشته است مرط بوده است عبایی از خز یا پشم و یا کتان ترجمه نموده اند. و به طور عام هر لباس دوخته نشده ای که زن آن را «ازار» خود قرار می داده است مرط اطلاق می گردد

البرد
به قطعه پارچه پشمی بلند و ضخیم که روزها برای پوشاندن بدن و شب ها به جای جامه خواب به کار می رفته است با رنگ هایی معمولا خاکستری و یا قهوه ای(۴۳) و مخلوط و دارای نقش و نگارهای مختلف برد گفته می شده است. در کتب سیره به این نوع لباس مکررا اشاره شده است که حکایت از پوشش متداول آن در دوره های اولیه تاریخ اسلام دارد. برد به عنوان پوشاکی رایج بین زنان و مردان به طور مشترک کاربرد داشته است و به عبارت دیگر برد نه تنها لباس مردان بلکه لباسی است که عموم زنان نیز آن را بر تن می کرده اند. کلینی پیرامون این موضوع از امام صادق (علیه السّلام)چنین می نویسد: «مهریه حضرت زهرا (سلام الله علیه و آله)سه چیز بود و از آن جمله برد راه راه بود» و نیز ابن سعد یکی از هدایای حضرت علی (علیه السّلام) به حضرت زهرا (سلام الله علیه و آله) را در شب عروسی وی، بردین «دو برد» ذکر می کند

البرد

الازار
از جمله لباس هایی که برای پوشاندن پایین بدن کاربرد داشته است ازار می باشد ازار پوشاکی بوده است که عموم مردم برای مستور ماندن اعضاء پایین بدن از آن استفاده می کرده اند به طوری که در بعضی موارد مردان آن را به زنان نیز هدیه می داده اند. ازارهای زنان ضخیم تر و بلند تر بوده است و بلندی آن دلیل ثروتمندی آن زنان بوده است و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به شدت از کشیده شدن آن به روی زمین نکوهش نموده است. به آن حقوه یا حقاء نیز می گفته اند.

سروال

شلوار لباسی است که ما بین ناف و رانها را می پوشاند. به نظر می رسد که پوشیدن سروال از قدیم الایام متداول بوده است و بیان شده است اولین کسی که شروال پوشید حضرت ابراهیم (علیه السّلام) بود چرا که شروال بهترین مستور کننده از دید مردم است. و نیز از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود روزی که حضرت موسی (علیه السّلام) به تکلم با خدا پرداخت بر تن عبایی و شلواری از پشم داشت. این پوشاک در میان مردم قبل از اسلام می باشد. برخی از روایات و گزارش های موجود چنین بیان شده است(۶۴)که پیامبر (صلی الله علیه و آله) قبل از مهاجرت به مدینه در مکه به خریدن شلوار اقدام نموده است. و نیز پیروان خود را به پوشیدن سروال تشویق می نماید به طوری که وقتی به او خبر می دهند که اهل کتاب سروال بر تن می کنند و ازار نمی پوشند، صریحا می فرماید : «شلوار بر پا کنید و ازار ببندید و با اهل کتاب مخالفت کنید». امام علی (علیه السّلام) چنین می گوید : «من و پیامبر(صلی الله علیه و آله) در یک روز بارانی در بقیع نشسته بودیم که زنی سوار بر الاغ از آنجا گذشت و دست الاغش در گودالی فرو رفت و زن به زمین افتاد پیامبر (صلی الله علیه و آله) رویش را برگرداند. حاضران عرض کردند : ای رسول خدا آن زن شلوار به پا دارد. پیامبر سه مرتبه فرمود : خدایا زنان شلوار پوش را بیامرز. ای مردم شلوار بپوشید که شلوار پوشان ترین جامه های شما است و زنان خود را در موقعی که بیرون می آیند با شلوار حفظ کنید.

در صدر اسلام و در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) استفاده از این پوشش در جزیره العرب امری شناخته شده بوده است. اما مردم حجاز آن را بر تن نمی کردند و به نظر می رسد در دوره های بعد چنان گسترش یافته که مسلمانان پوشیدن ازار را فراموش کردند و به پوشیدن شلوار بسنده می کرده اند به طوری که « عمر » در نامه ای به جنگجویان خود در آذربایجان اصرار شدیدی بر پوشیدن ازار و رداء و نعلین و کنار گذاشتن شلوارها دارد و ایشان را به زهد و ساده پوشی ترغیب می کند. چرا که از ذیل گزارش فهمیده می شود که پوشیدن شلوار جنبه اشرافی و تجملی داشته است. به هر ترتیب پوشیدن شلوار در دوره های متأخر به آن اندازه در میان مردم شایع می گردد که در سده سوم هجری جاحظ صریحا اعلام می کند، پیراهن و شلوار از لباس های رو و رسمی است و بقیه لباس ها لباس زیر محسوب می شود.

لباس محلی زن الجزایری قرن 19

دکتر شیرازی در ارتباط با پوشش دوران جاهلی اینگونه بیان می کنند :

در رابطه با حجاب و پوشش هم سه نکته را لازم می دانم در ابتدا بیان کنم: اولا ًاینکه به همان اندازه که در دوره جاهلیت بی حجابی و برهنگی بوده، به همان اندازه هم حجاب و پوشش وجود داشته، و این در ادبیات منظوم دوره جاهلی به وضوح قابل مشاهده و قابل اثبات است، اما این مطلب را می توان اذعان کرد که پوشش و حجاب در این دوره یک امر نسبی بوده و خالی از نقص و عیب نبوده؛ در عین حالی که اغلب در شرایط متفاوت تغییر می کرده است، ثانیاً حجاب در دوره جاهلیت بیشتر یک امر فطری و یا عرفی بوده و نه اعتقادی که ریشه در اعتقادات عمیق دینی داشته باشد. به همین علت هم در شرایط خاص بر اساس عرف جامعه، حجاب را کنار می گذاشتند و در این راستا هم احساس گناه و عذاب وجدان نمی کردند.

حجاب و عفاف در دوره جاهلیت کرامتی برای زن بود که مرد عرب بر آن غیرت داشت، ولی بر اساس این عرف جاهلی عزاداری این امر تا حدودی مخدوش می شد و مرد عرب به آن تن در می داد که زن در هنگام مصیبت و نوحه سرایی وضعیت متفاوتی از نظر پوشش پیدا کند. یعنی علی رغم اینکه غیرت عرب نمی گذاشت که زن سر برهنه و آزاد از نظر پوشش ،بیرون بیاید و در معرض دید عموم قرار گیرد، ولی در حالت مصیبت زدگی و ناراحتی و غم اندوه زیاد تحت این عنوان که زن در مصائب صبر و تحملش زود تمام می شود و نمی تواند بر احساسات و اعصاب خود تسلط داشته باشد تا حجاب خود را حفظ کند و اینکه در چنین شرایطی عقلانیت خود را از دست می دهد، مجاز بود که برای یک مدت معین جهت ابراز حزن و اندوه فراوان از پرده نشینی خارج شده و صیانت و کرامت بوششی خود را برای امری مهم تر یعنی سوگواری کنار بگذارد. در ابیاتی نقل می شود که مهلهل یکی از شاعران دوران جاهلی در سوگ کلیب چند مطلب را مورد توجه قرار می دهد؛ یکی غیرت مرد نسبت به زن آزاده است تا جاییکه به زن اجازه خروج از پرده نشینی یعنی منزل خود داده نمی شد، دوم رعایت پوشش سر و صورت زن است که زن آزاده در حالت عادی به آن مقید بود، سوم اینکه حجاب و عفاف نوعی کرامت تلقی می شد تا جایی که چون در اثر مصیبت احساس خواری و ذلت می کردند، زنان به خود اجازه می دادند سرو صورت و حتی بازوان خود را برای لطم و خودزنی برهنه و مکشوف کنند.

3