فرمانرایی پادشاهان ساسانی چون با اهداف احیای ایران قبل از اسکندر ، ایجاد وحدت سیاسی ، توسعه فرهنگ و هنر و تجدید سازمان ارتش توأم بود و تا حدی نیز در راه رسیدن به این اهداف موفق بودند مجموعاً پیشرفت سریعی را سبب شد .

عناصر اصلی تن پوش ساسانیان همان است که در دوره اشکانیان و ماد ها وجود داشت ولی در زمان ساسانیان پوشاک بطور کلی تزیینی تر شده است. مرصّع کردن کلاهها و تنوع آنها و یا نقوش زیبای پارچه ها و تغییرات بارز پیراهن ها از لحاظ تزییناتی که برای آن قائل بودند و برش ویژه ی آنها در فرم دادن به دامن پیراهن بیانگر تمدنی است که متعلّق به ساسانیان است.

بنا به گفته ی هرتسفیلد اولی شاپور ( برادر اردشیر ) که بعنوان ساتراب فارس در عهد هخامنشیان حکومت می کرده نشان می دهد که دقیقاً تن پوش پیراهن وشلوار او مانند مردان روستایی ما طراحی شده و بالطبع چون در آن زمان هنوز ساسانیان به فرمانروایی نرسیده بودند می توان گفت این نقش نشان دهنده ی قدیمی ترین مدل تن پوش در خانواده ی اردشیر پاپکان ( ساسانیان ) و قطعاً رایج ترین آن در میان مردم عادی در آن زمان بوده است . پوشش سر نیز مانندکلاه های نمدی امروزی است و ما تکامل آن را با نواری که از پشت سر آویزان است در نقوش حجاری شده نقاط مختلف ایران ( طاق بستان ، فیروز آباد و غیره ) مشاهده می کنیم .

در تمام این نقوش شلوارها نسبت به دوره ی پارت ها بلند تر و در مچ پا گشاد تر نشان داده شده است و دارای قلابدوزی است ( نمونه این شلوار ها در میان ایل بختیاری و ساکنین ابیانه هنوز رایج است ) لبه ی پیراهن ها وشنل ها نیز به همین ترتیب قلابدوزی شده است

لازم به یادآوری است که در زمان شاپور، مانیِ نقاش آیین جدیدی آورد و هنگام تاجگذاری شاپور اول در سال ۲۴۲ میلادی اصول مذهب خود را آشکار ساخت او به مانی اجازه داد تا به تبلیغ دین خود بپردازد . رفت و آمد های مانی به چین و نقاشی هایی که او به هنر جهان عرضه داشت در نقوش پارچه های ساسانی و استفاده معقول از طرح پارچه های ابریشمین چین در تولید پارچه های ساسانی بی تاثیر نبوده است.

به نظرمن( نویسنده ) تن پوش هر سرزمین یا قومی در اثر ارتباط با اقوام دیگر یا کشور های دیگر منظماً در حال تغییر و تکامل بوده است مثلاً در زمان یزد گرد اول روم شرقی عملاً تحت حمایت شاه ایران قرار گرفت و ارتباط بین تمدن ها ( تمدن بیزانس ، روم شرقی با ایران ) بر قرار شد و ما شاهد نفوذ متقابل این تمدن ها در آرایش سر وتن پوش ساسانیان در آن سال ها هستیم . درباریان و پادشاهان ساسانی به تن پوش مجلل و جواهر نشان اهمیت می دادند که در مقایسه با تن پوش مردم عادی بسیار چشمگیر بود و همین مسأله با ظهور اسلام که دین برادری و برابری بود منجر به سقوط امپراطوری گردید .

قدیمی ترین پوشاک ساسانیان

شاپور

پوشاک مردان ساسانی

۱ـ پیراهن ( تونیک ) : یکی از اصلی ترین ومهم ترین عناصر تن پوش ساسانیان در مورد پیراهن ها تنوع چشمگیر در مدل دامن است :

الف ـ پیراهن هایی با دامن گرد ( نیم دایره رو به بالا ) پهلو چاکدار وتزیین یافته با نوارهایی که حرکت پا در آن بهنگام سواری وشکار براحتی انجام می پذیرفت .

 ب ـ پیراهن با دامن ترک دار که در پهلو ها و جلوی دامن پیلی هایی مشاهده می شود این تونیک بیشتر در مواقع رسمی مورد استفاده قرار میگرفت به نظر می آید این پیراهن ( احتمالاً با دامن چهار ترک ) دارای چین های افقی است که به پهلو ها منتهی می شود و در فاصله کمر تا باسن با همان پارچه بطور عمودی تزیین یافته است .

پیراهن شاپور دوم

ج ـ پیراهن با دامن نیم دایره رو به پایین ، پهلو چاکدار که حاشیه دوزی دامن در چاک های آن ادامه دارد

جام خسرو یکم

د ـ پیراهن با دامن نیم دایره رو به پایین که هریک از گوشه های این نیم دایره در دو طرف با برشی مورب به پهلو ها منتهی می گردد این تونیک در بعضی از نقوش با همین فرم بدون چین حاشیه دوزی شده و در بعضی دیگر از کمر پلیسه شده است با همان فرم در پای دامن یعنی دونیم دایره بزرگ در جلو و پشت و چهار ربع دایره در طرفین که دونیم دایره را تشکیل می دهند ، دونیم دایره جلو و پشت دو برابر نیم دایره های جانبی است .

بشقاب نقره ایه ـ پیراهن ساده جلو باز که لبه های جلو آن روی هم قرار گرفته و به نظر می آید از یک درز از بالا به پایین دوخته شده و در فاصله کمر تا باسن برودری دوزی شد و یا بوسیله همان پارچه و یا پارچه ای دیگر تزیین یافته است .

پیراهن پادشاهو ـ پیراهن عمومی با دامنی بسیار ساده بدون پیلی و یا پیلی هایی در پهلو و جلوی دامن مانند پیراهن های روستاییان امروزی ما ، بلندی آ ن تا زانو می رسیده است .

مجسمه شاپور اول

تمام پیراهن ها از قسمت شانه ویا یقه بسیار ساده برش داده شده و یا یقه آن از شانه ی راست اریب وار به پهلوی چپ رسیده است آستین تمام تونیک ها تنگ است و دنباله کمر بندها نیز با دنباله تاج ها همخوانی داشته است . رنگ پیراهن ها یا قبا ها بیشتر سرخ و به ندرت آبی و رنگ های دیگر از جنس وَش ( نوعی عالی از پارچه ابریشمی منسوب به شهر وَش ) بود . تمام پادشاهان ساسانی از پارچه های زربفت برای تن پوش خود استفاده میکردند و پوشش آن ها از سرتا پا آراسته به جواهرات گوناگون بود .

۲ ـ شلوار : شلوار در این دوره از زیباترین عناصر پوشاک ساسانیان و از برش وطرح کامل تری نسب به دوره اشکانی برخوردار بوده است .در قسمت پهلو روی چین با نواری موّاج تزیین یافته است و همین امراین شلوار را ممتاز و منحصر بفرد می نمایاند .

شلوار شاه ساسانی   بخشی از یک بشقاب نقره که شلوار شاه ساسانی را می نمایاند

۳ ـ اَرخالُق یا کت کوتاه : پادشاهان علاوه بر پیراهن گاهی از یک کت کوتاه با آستین هایی بلند استفاده می کردند . این کت جلو باز بوده وبلندی آن تا زیر سینه می رسیده و با دگمه ای دایرهای شکل در جلوی سینه بسته می شده دور سینه و یقه با نوار های زیبا مزیّن شده و دربعضی نقوش بر روی شانه محل اتصال آستین با سر شانه نیز تزییناتی وجود دارد .

بخشی از بشقاب ساسانی ارخالق بهرام گور۴ـ مانتو و شنل : ساسانیان هر از گاهی از مانتو یا قبای جلو باز با آستین بلند استفاده می کردند که مانند تونیک هایشان در پهلو چاکدار بود و تنها با یک دگمه در جلوی سینه بسته می شده است و بلندی آن تا ساق پا می رسیده . درضمن آنان گاهی از شنل بعنوان لباس رو که نشانه اشرافیت و پادشاهی بود استفاده می کردند

بشقاب نقره بهرام گور

شنل اردشیر پاپکان

۵ ـ پوشش سر : طرح کلی پوشش سر یک کلاه دایره ای شکل ساده است که در پوشش سر مردمان عادی ساده و بدون تزیینات اضافی گاه با ضمیمه ای برای پوشش گوشها و گردن ؛ و در پوشش سر پادشاهان به صورت تاج با تزیینات فراوان با کُره ای فلزی (سمبل قدرت زمین وخورشید ) بر بالای کلاه اصلی ، باید دانست که این کُره ی فلزی بعد ها در ساختمان تاج بکار رفت . هر پادشاهی که به سلطنت می رسید تاجی مخصوص داشت که با تزیینات ویژه اش از دیگر پادشاهان باز شناخته می شد عواملی که درشکل تاج مؤثر بوده عبارت بودند از پادشاه ، قدرت دربار و سلطه ی موبدان . که عموماً سمبلی از عامل غالب درتاج ها دیده می شد رنگ این تاج ها غالباً سبز ، آبی آسمانی و سرخ بوده است تاج ها معمولاً دنباله هایی از حریر نازک داشتند.

تاج شاپور سوم تاج بهرام اول تاج اردشیر سومکلاه مردم عادیپوشاک نبرد : عبارت بود از بالاپوش و شلوار زرهی و کلاهخود ، البته کلاهخود طوری طراحی شده بود که چهره را در بر نیز می گرفت و فقط دو سوراخ به اندازه دو کُره چشم برای دیدن در آن تعبیه شده بود.

جنگاور زره پوشکلاهخود سوار زره پوشاز ویژگی های کلاهخود دوره ی ساسانی در انواع مختلف گوی فلزی یا چرمی بر بالای آن است .

پوشاک زنان

پیراهن : زنان ساسانی از دراپه ( حرکت ها یا چین های ملایم پارچه بر روی بدن ) برای فرم دادن به تن پوش خود استفاده می کردند . در نقوش باقی مانده زنان با پیراهن های بلند و گشاد و دراپه دار با آستین های بلند یا بدون آستین طراحی شده اند . این پیراهن ها مانند دوره اشکانیان به وسیله نواری در زیر سینه چین های فراوانی ایجاد میکرده است در بعضی نقوش می بینیم که در انتهای دامن این پیراهن پارچه پرچین دیگری افزوده شده که احتمالاً برای متمایز کردن از پیراهن های ساده و فراخ اشکانی بکار می رفته و نیز در برخی نقوش روی پیراهن آستین دار و فراخ پیراهنی بی آستین با یقه ی دراپه دار می پوشیدند که دو سرشانه ی آن بوسیله ی سگگ یا دگمه ای بهم می رسید .

لباس آناهیتا بیشاپورپیراهن یا تونیک چاکدار نمونه دیگری از تن پوش زنان این دوره می باشد کاملاً شبیه آنچه که مردان ساسانی بر تن می کردند منتها بلند تر وتا نیمه ساق پا می رسید و قلابدوزی چاک های آن نیز از ویژگی های تونیک زنان این دوره می باشد که با شلوار پوشیده می شد .

دهان بند زن خدمت کار

شلوار زنان : زنان ساسانی مانند مردانشان از شلوار استفاده می کردند . باید دانست عواملی چون دین و مذهب اقتصاد، موقعیت جغرافیایی ، سیاسی و اجتماعی در کاربرد جنس ونقش پارچه برای تن پوش آنها بسیار تأثیر گذار بوده است .

شلوار زن

دهان بند : کاربرد دهان بند در حضور شاه احتمالاً ادامه رسوم رایج در دربار هخامنشیان است و از اسناد بدست آمده میتوان نتیجه گرفت که تونیک بلند و شلوار مورد استفاده ی زنان متشخص نبوده و زنان معمولی و خدمتکاران از این نوع پوشش استفاده می کردند.

دهان بندشال : زنان ساسانی بر روی دوش یا بازوان خود شال هایی می انداختند که مانند شالهای هندی دراز وبلند بود و بطور مورب از روی شانه راست یا چپ می گذشت و تا پایین ادامه داشت کاربرد این شالها احتمالاً به موقعیت اجتماعی پوشنده آن بستگی داشته است .

شال زن ساسانی شال زن پذیرایی کننده

چادر و دستار : از بررسی بشقاب های نقره بدست می آید که چادر برای زنان ساسانی از عناصر مهم پوشش تن و سر بوه است . گاهی آن را مانند زنان روستایی ما بدورکمر یا باسن می بستند و یا مانند بالا پوش بر روی دوش خود می انداختند . بلندی چادر تا وسط پا می رسید . البته در طاق بستان در صحنه ی شکار، سربند ها و دستار هایی نیز بر سر زنان نوازنده چنگ مشاهده می شود که مبیّن رواج این نوع پوشش در میان طبقات پایین تر اجتماع است .

آذر میدخت چادر زن ساسانی