پوشاک ایرانیان در قرون اولیه اسلامی تا دوره سامانیان : با مقایسه دیوارنگارهای سغدی و بشقاب های فلزی دوره ساسانی می توان نتیجه گرفت که تن پوش ایرانیان در دوران اولیه اسلامی همان تن پوش عصر ساسانی بوده است که عبارت بود از پیراهن تا بالای زانو ( تونیک) ارخالق با تزیینات دوره ساسانی ، شلوار گشاد که در مچ پا جمع میشد و کلاه و تاج و زیور آلاتی چون بازو بند و کمربند و غیره و شاید بطور کلی در شرق ایران ( ما وراءالنهر سغد ، خزاسان و غزه ) این نوع اشرافیت ساسانی تا اوایل قرن دوم هجری رایج بوده است .

سلسله هایی چون طاهریان ،صفاریان، سامانیان و دیالمه هرکدام بر بخش هایی از ایران حکومت کردند و سبب بروز نوابغی چون ابن سینا ، رودکی ،رازی ، بیرونی ، فردوسی و نظامی شدند که تاریخ تمدن و فرهنگ ایران و جهان مدیون آنها است . وصف فردوسی از جامه ها و کلاه ها و تاج های شاهان در شاهنامه و همچنین آثار باقی مانده دیگر در تثبیت عناصر اصلی پوشاک اقوام ایرانی بسیار مؤثر بوده است .

در این میان دوره سلطه آل بویه و سلجوقیان به سبب پیشرفتی که در امور فرهنگی حاصل شده بود بی نظیر و ممتاز بود. پارچه های ابریشمی این دوره از طرح های متنوعی برخوردار بوده است و مبین رواج هنر بافندگی آن هم در سطح عالی در این دوره می باشد.

طرح های اربسک یا اسلیمی که شامل طرح های گیاهی و جانوری است که در بیشتر آثار دوره اسلامی تا کنون مشاهده می شود در برخی از آثار باقی مانده پیش از اسلام نیز وجود داشته است

کلاهخود سغدیان

پارچه ایرانشرقی

نقاشی نستوری

پوشاک در دوران سامانیان تا ایلخانیان

با تلفیق دین اسلام و فرهنگ ملی و قومی ایرانی در دوره سامانیان تمدنی بوجود آمد که متعالی و بسیار حکیمانه بود سامانیان ابتدا یک دولت مقتدر و منسجم را با مرزهای گسترده بنیان نهادند و سپس زبان فارسی دری را رواج داند و شهر های بخارا و سمرقند را به کانون های فرهنگی فعال در ماوراءالنهر تبدیل نمودند و بالاخره تمدنی بزرگ را در تاریخ پی ریزی کردند که سبب تثبیت عناصر اصلی پوشاک ایرانی گردید که خود از مظاهر این تمدن بود و بی اعتنا به مظاهر تمدن غرب !

چون سامانیان خود را از نسل ساسانیان به شمار می آوردند شکل اصلی تن پوش ساسانی را عبارت بود از پیراهن کوتاه ( تونیک) شلوار و کلاه و دستار و چکمه و کفش حفظ کردند و به خاطر توجه به رضایت عامه مردم که دین اسلام ( دین برادری و برابری) را پذیرفته بودند نیز سبب تعدیل اشرافیت و نشانه های آن شدند و تن پوش ها عمومی تر و مردمی تر گردید . اگر چه در شعر شاعران و کتب نویسندگان آن عهد به پوشش تن اشراف و جنس لباس آنها به کَرّات اشاره شده ولی در عین حال در تذکره دولتشاه به جل گاوی بعنوان ساده ترین لباس ها اشاره شده است .

بطور کلی پوشش ساسانیان نقطه عطف پوشش طاهریان و صفاریان و دوران حکومت سلاطین غزنوی و سلجوقی بوده است .

می توانیم اجزا اصلی تن پوش و همچنین پوشش پا و سر را از دوران فرمانروایی سامانیان تا ایلخانان (مغولان و تیموریان) یعنی از آغاز قرن هفتم میلادی تا آغاز رنسانس (قرن چهاردهم میلادی) ( سوم تا هفتم هجری قمری ) این گونه شرح دهیم :

پوشاک مردان :

۱ـ پیراهن یا قمیص ( تونیک) : از آثار باقی مانده می توان دریافت که پیراهن ها در این دوره یعنی ازآغاز قرن سوم تا هشتم هجری تقریبا به یک شکل و فرم بوده است و بلندی آن تا بالای زانو یا ساق پا می رسیده است با آستین هایی بلند یا کوتاه گشاد یا تنگ . در تصویر پیراهن به دشواری از زیر قبای کوتاه و بلند مردان نمایان است

پیراهن بلند 1

در دوره ی صفاریان این پیراهن ها یا خلعت ها یی که بزرگان به زیر دستان خود می دادند مطرّز به آیه قرآنی بود، در دوره سامانیان پارچه پیراهن های بزرگان ، پادشاهان و اشراف بیشتر طراز دار بود با آستین هایی نسبتا گشاد و بازو بند های طلایی بر روی آستین

مردم عادی در دوره ی طاهریان از پیراهن هایی با آستین تنگ نیز استفاده می کردند و در دوره سامانیان بر روی آستین پیراهن نقش هایی بازو بند نما نیز بکار می بردند که طرح آن با نقش و طرح حاشیه دامن لباس هماهنگی داشت و گاهی نیز نوشته ای به خط کوفی بر روی بازو بند ها نقش می شده است که به نظر می رسد یک بدعت ناب اسلامی است . یقه این پیراهن ها غالبا گرد یا به شکل هفت بوده و در قسمت کمر بر روی آن کمربند یا شالی می بستند باید دانست خفتان پیراهن بلندی بود که از یقه بسته می شد و ابتدا مورد استفاده ی سواره نظام شرقی بود ولی بعد ها عموم مردم از آن استفاده کردند .

خفتان با بازوبندارخالق یا کُرته

نوعی بالا پوش بود که در دوره سامانیان به شکل پیراهن بالای زانو و جلو باز بوده و بلندی آن تا حدود ران ها میرسیده با آستین هایی کوتاه که کُرته نام داشت البته این کلمه در لغت نامه دهخدا به معنای نوعی پیراهن است که زیر لباس پوشیده می شده است .همواره جنس و رنگ و بلندی و کوتاهی این تن پوش در دوره های محتلف در تغییر بود.. سلاطین غزنوی و خوارزمشاهی نوعی ارخالق حریر ابریشمی سرخ بر تن می کردند این ارخالق ها از ارخالق دوره ساسانی بلند تر بود و در برخی از کتابها این نوع ارخالق و کرته یا قرطق ( کت نظامی مشکی ) با نام نیمچه آمده است مانند نیمچه پوستین بره سلطان سنجر که درد زمستان بر روی قبای خویش می پوشید

ارخالق با استین کوتاه

۳ ـ پیراهن زیر : مردان دوره سلجوقی و خوارزمشاهی پیراهن هایی نیز زیر پیراهن رو می پوشیدند که سفید رنگ بود با یقه ای گرد و ساده بویژه سلاطین خوارزمشاهی بیشتر از این پیراهن ها استفاده می کردند پوشیدن این نوع پیراهن نیز در دوران متأخر تر ( تیموریان ، صفویان ، افشاریان و غیره ) نیز دیده شده است .

پیراهن زیر 1

۴ ـ قبا یا روپوش : قبا های بالای زانو از جمله تن پوش هایی بود که بویژه ترکان از آن استفاده می کردند قباهایی که روی پیراهن پوشیده می شد جلو باز بوده با آستین های تنگ یا گشاد بلند یا کوتاه در تمام دوره ها لباس اصلی به شمار می آمده . قبا ها را مردمان عادی در شهر های مختلف مانند پیراهن ها و تونیک ها با آستین گشاد می دوختند که در این آستین های گشاد و بلند جیب هایی برای گذاشتن قلم و کاغذ و اشیای دیگر تعبیه شده بود .

قبای ایرانی سده هفتم

در دوره طاهریان و صفاریان این آستین ها بسیار گشاد تر و دراز تر از دوره های بعدی بود . قبای آستین کوتاه نیز رواج داشت که از کمر به پایین جلو باز بود جبه و دراعه نیز به جای قبا و یا گاهی لباده پوشیده می شد

قبای آستین کوتاه

این ها تن پوش ها ی جلو باز بلندی بودند که معمولا دراویش و عرفا و مردان اهل دانش برتن می کردند و این ها از جبه و دراعه کوتاه تر بودند . در قرن هفتم هجری نیز قباهایی با یقه مایل که بلندی آن تا زانو می رسید رواج داشت که بر روی آستین قبا نقش بازو بند طراحی شده بود.

قبا تازانومردم عادی در دوره طاهریان ، صفاریان سلجوقیان ، سامانیان و آل بویه و خوارزمشایان از این قبا ها استفاده می کردند

قبا

نکته مهم اینکه از اواسط دوره اشکانیان تا اواخر هفتم هجری یعنی قبل از استیلای مغولان بر ایران تن پوش زیر و یا رو را از قطعات مربع شکل و بسیار گشاد تهیه می شد ولی بعد از استیلای مغول به علت رواج دوخت مغولانه سبک دوخت سلسله ی «سونگ» ، بطور کلی دوخت ودوز تن پوش و برش و شکل دادن به پارچه در ایران رواج یافت از این به بعد بود که کلمات تازه ای چون قیچی ، الگو ، اتو و غیره به فرهنگ لغت فارسی اضافه شد .

۵ شنل یا ردا :

شنل بعنوان یک پوشش فاخر بدون آستین و جلو باز که بلندی آن تا زانوان می رسید پوشیده می شد . طاهریان و صفاریان کمتر از شنل استفاده می کردند و بیش تر بُرنُس (نوعی شنل و ردای کلاهدار) می پوشیدند .

سغدی با شنل

۶ ـ فوطه یا لنگ :

مردم عادی در نقاط گرم سیر به هنگام آبتنی و یا حمام فوطه یا لنگ را برای پوشاندن کمر تا ساق را مورد استفاده قرار می دادند این نوع پوشش بیشتر مخصوص درویشان و کشاورزان و ماهیگیران در دوره ای مختلف بود ولی صفاریان آن را بهنگام جنگ می پوشیدند .

لنگ

۷ ـ شلوار یا سروال : از قرون سوم تا هفتم در دوره های مختلف انواع شلوار پوشیده می شد . در دوره طاهریان و صفاریان شلوارهای نسبتا گشاد استفاده می شد ولی روستاییان بویژه در دوران صفاریان شلوار به پا نمی کردند و تنها پارچه یا تکه پوستینی بر کمر و نیز بر گردن می آویختند در دوره سامانیان ، سلجوقیان ، غزنویان و خوارزمشاهیان شلوارهای پر چین و گشاد ، شلوار های کمی گشاد و دمپا تنگ که در چکمه های ساق بلند فرو می رفت و نیز شلوارهای تنگ رکابدار و یا شلوار هایی که در مچ پا جمع می شد مورد استفاده قرار می گرفت.

شلوار سده هشتمشلوار گشاد