پوشاک ایرانیان در آغاز دوره اسلامی : با تهاجم اعراب نو مسلمان و تسلط آنان بر مناطقی چون حیره و قادسیه و مداین و سپس نهاوند و اصفهان و غیره حکومت ساسانیان منقرض شد و هنر و تمدن خود را که در این امپراطوری باشکوه به منزله نوعی تجدید حیات ( رنسانس ) هنر و تمدن ایران باستان به شمار می آمد به قوم متهاجم عرب واگذار کرد اما در حقیقت این دین اسلام بود که توانست اقوام مختلف دنیای آن روز را به طرف خود جذب کند و هنر و فرهنگ واحدی به نام هنر و فرهنگ اسلامی ایجاد نماید . در حقیقت سنن و فرهنگ و هنر ایران از سیر تحول خودمنحرف نگردید بلکه ضمن استفاده بجا و درست از هنر و فرهنگ بومی و محلی در شکل گیری و تحول هنر و تمدن اسلامی نقش مؤثری داشت . این هنر و تمدن ( اسلامی ) در هر کشوری راهی را پیمود که نوعی ویژگی و خصلت ملی را سبب شد در واقع یک تعامل حقیقی بوقوع پیوست ولی بسیار اندک بود

از این رو در قرون اولیه اسلامی تحول چشمگیری در پوشاک اقوام ایرانی مگر به اقتضای اقلیم ایجاد نشد . و در حقیقت این اعراب بودند که از مظاهر هنر و فرهنگ و تمدن کشور های مفتوح استفاده کردند . آنها در یافتند تنپوش هایی بهتر و برازنده تر از آنچه دارند می توان پوشید از این رو ابتدا صنایع این کشور هار اآموختند و بزودی کارگاه های اسلامی تولید پارچه های ابریشمی را ایجاد کردند و با ادغام کارگاه های ساسانی و رومی هنر بافندگی توسعه یافت.

همانطور که درپوشش اعراب قبل از اسلام توضیح داده شده اعراب قبا وشلوار بخصوص از نوع ابریشمی نمی پوشیدند و رواج و خلعتی دادن آن از رسوم ایرانیان بود که بین خلفا اموی و عباسی خصوصا رواج پیدا کرد . پیامبر عظیم الشان اسلام خود همیشه لباس ساده می پوشید و پیروانش را نیز به ساده پوشی و دور از تکبر بودن سفارش می نمود به همین دلیل لباس ابریشمی و طلا رابر مردان حرام نمود .

زنان در این دوره از دامن یا شلوار گشاد و پیراهن آستین دار که بلندی آن تا سر زانو می رسید ( تونیک ) و پیراهن دیگری که کوتاه و بی استین بود و روی پیراهن زیری می پوشیدند ( احتمالا به تقلید از زنان دوره ساسانی ) استفاده می کردند این پیراهن رویی جلو باز بوده و بوسیله دگمه بسته می شده است و کمر بند و شالی هم زینت بخش آن بود و یک چادر سیاه رنگ سراسری که تمام بدن را می پوشانید .

بعد از اسلام طبق آیات ۳۱ سوره نور و ۵۹ سوره احزاب تمام زنان مسلمان مکلف به استفاده از چادر و مقنعه و روبنده (خمره)شدند

« توضیح از سایت : چادر و مقنعه و روبنده از لباس های عرب قبل از اسلام بوده که به عنوان بهترین نوع حجاب در اسلام نیز مطرح شده است اما حداقل حجاب طبق فتاوا ی علما پوشش به نحوی باید باشد که زیبایی هیکل پیدا نباشد ، فرد را انگشت نما نکند ، سر و گردن نیز پوشیده باشد . »

2

پوشاک در دوره سلطه عباسیان

بطور کلی در دوره خلافت عباسی ( ۶۵۶-۱۳۲ ه.ق.) تن پوش اعراب به تقلید محض از ایرانیان تحول عظیم یافت و اعراب در این دوره متمدن تر شدند عباسیان از اوایل حکومتشان مقرر کردند که اعراب مانند ایرانیان لباس بپوشند منصور خلیفه عباسی در سال ۱۵۳ هجری فرمان داد به جای عمامه ، قلنسوه ( نوعی کلاه ایرانی) بر سر بگدارند البته در زمان اختلافات امین و مأمون بر سر خلافت و بخاطر برخورد میان تفکرات شیعی با اعراب استفاده از قلنسوه از رواج افتاد ولی چندی بعد در دوره معتصم رواج یافت .

پوشیدن تن پوش سیاه در دوران خلافت عباسی اجباری بود ( برخلاف امویان که سرتا پا سفید می پوشیدند ) این رسمی بود که ابو مسلم خراسانی و پیروانش رواج دادند و از این رو به سیاه جامگان مشهور شدند . درحالیکه حضر ت محمد ( صل الله علیه و آله و سلم ) در انتخاب رنگ پوشاک تأکید داشتند که : «رنگ سیاه در سه چیز مکروه است در موزه ( کفش ) ، عمامه ، و عبا » و توصیه می کردندکه رنگ سفید بپوشید که پاکیزه ترین رنگ هاست و می گویند از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده که حضرت علی ( علیه السلام ) بیشتر اوقات جامه سفید می پوشیدند.

انواع پارچه های زربفت و گران قیمت مورد توجه خلفای عباسی بوده و شایان ذکر است که از این به بعد هر طبفه ای تن پوش ویژه ای بر تن می کردند و پوشش سر نیز متفاوت بود : فقیهان و عالمان عمامه آستر دار و جبه ی سیاه می پوشیدند . مردان عمامه بر سر می گذاردند لباده و قبا وشلوار و پیراهن و جبه و جوراب و نعلین و کفش داشتند و لباس آنها مانند مصریان وسومریان ( مردم سوریه) در صد سال قبل و مانند لباس ملاهای امروزی بوده است . این لباس مشترک طبقات فرودست و یا متوسط بود طبقاتی جز امرا و بزرگان و دانشمندان و یا فرا دستان ! گرچه گویند یکی از خلفا به افشین یک تاج زرین مرصع به زمرد سبز و یاقوت سرخ با دو کمربند گران بها هدیه داد پای افزار آراسته به خز نیز در میان فرا دستان رواج داشت.

به این ترتیب می توان در یافت که در دوران اولیه اسلامی تحول خاصی در تن پوش ایرانیان ایجاد نشد بلکه این اعراب بودند که از مظاهر وعناصر تمدن آن روز استفاده کردند و تحول عظیمی درتن پوش خود بوجود آوردند بویژه در تن پوش نبرد کاملا از ایرانیان تقلید می کردند و از خفتان و زره و رانپا و کلاهخود های آهنین و غیره استفاده می کردند

3

تن پوش مردم عادی در دوره عباسیان بیشتر شلوار گشاد و پیراهن با آستین های بلند که تا مچ پا می رسید گاهی بر روی این پیراهن وشلوار جلیقه نیز می پوشیدند .گیوه و چکمه و نعلین برای پوشش پا و عمامه و برنُس نیز برای پوشش سر و تن کاربرد داشت البته همانطور که اشاره شد این پوشش های سر و تن و پا بنا به مقتضیات شغلی تغییر می کرد .

در نقاشی های دیواری و مینیاتور های مانویان در تورفان چین نمونه هایی از پوشاک ایرانیان را در دوران پس از ساسانیان تا قرن نهم میلادی میتوان یافت بویژه کلاه ایرانی ( قلنسوه) و قابل مقایسه است با تصویر صورت فلکی کیکاووس (قیفاووس)

75

پوشاک زنان

بدلیل کمبود مدارک پی بردن به چگونگی عناصر اصلی پوشاک زنان بسیار مشکل است اما از مطالعه کتابها این گونه حاصل می شود که زنان در شکل ظاهری لبا س ( چون چادر و مقنعه و غیره ) از رنگ سیاه استفاده می کردند و دربرخی از کتابها نیز از بُرنُس سراسری که تمام بدن را در بر می گرفت به عنوان پوشش رویی زنان سخن به میان آمده . برنس ها را زنان و مردان ملیت های مختلف حتی قبل از اسلام با رنگ های مختلف و سفید می پوشیدند و بعد از اسلام نیز زنان اشراف از برنس های مرواریددوزی شده استفاده می کردند در این دوره (عباسی) زنان برنس های بدون روپوش بصورت شبکلاه با نوکی برگشته شبیه باشلق های دوره پارسیان نیز بر سر می گذاشتند می دانیم که باشلق ها در دوره پارسیان با تکه های اضافی در دو طرف برای محافظت گوش ها بکار می رفت ولی برنس های بدون روپوش ، ساه و شبیه کلاه دلقک های امروزی بود علاوه بر این زنان یک حجاب سراسری داشتند که در واقع چادر سیاهی بود و هنگام خروج از خانه روبندی نیز از پیشانی آویزان می کردند .زنان این دوره از شلوار گشاد و سفید رنگ و پیراهن کوتاه ( تونیک) با آستین های کوتاه و قبایی رنگین با آستین هایی بلند می پوشیدند که جنس آنها اغلب از ابریشم یا زر بفت بود جوراب ابریشمی می پوشیدند . زنان و مردان اشراف بویژه کمر بند ها و کفش هایشان مرصع به جواهر بود .

در بافته های قبطی قرن ششم میلادی و بخشی از دیوار نگاره بالالیق تپه مربوط به سده هفتم برای زنان عادی برنس های سراسری و مقنعه و چادر دیده نمی شود و تنها می توان به پیراهن و فرم یقه آن و پوشش سر اکتفا کرد ولی بعد از سده های سوم و چهارم پوشاک زنان ایرانی تا پایان فرمانروایی عباسیان همان پوشش دوره سامانیان تا ایلخانیان می باشد که در بخش های بعد به آن می پردازیم .

89