پوشاک پارس ها (تاریخچه پوشاک اقوام پارسی)

سِر پرسی سایکس در کتاب «عصر پهلوانی» که تاریخ شاهنامه را با تاریخ ایران تطبیق می کند می نویسد « طلوع پارسیان که نام خود را به یک کشور عظیمی داده اند با وجود حوادث و انقلابات بسیار مدت دو هزار و چهار صد سال دوام کرد و در زیاده از نصف این مدت بر اکثر ملل سمت تقدم داشته از اهم وقایع نوع بشر است ». کشور ایران بواسطه شامل بودن ماد که سکنه آنها با پارس ها قرابت داشتند و همچنین بواسطه ایلام مقر اصلی دولت ایران ( هنوز از ولایات آن مملکت است ) می تواند داعیه هزار ساله داشته باشد. اطلاع کمی از قوم پارس قبل از تشکیل دولت هخامنشی در دست است

با ید یاد آوری کنم در سال ۶۷۵ پ.م. “جیش پیش” فرزند هخامنش با بدست آوردن بخشی از ایلام بعنوان پادشاهانشان ( مرو دشت )هنوز از پادشاه ماد فرمانبرداری می کرد تاخت و تاز سکّاها به سرزمین ماد رفته رفته سبب شد که بتدریج پارس ها خود را از یوغ فرمان مادها در آورده سرزمین خود را تا پارسوماش ( مسجد سلیمان ) گسترش دهند پس از مرگ جیش پیش آریارمنه و کوروش یکم فرمانروایی سرزمین پارس ها را بعهده گرفتند پس از کوروش اول کمبوجیه با ازدواج با ماندانا دختر ایشتوویگو پادشاه ماد ) پادشاهی خود را محکم کرد و گسترش داد و با بدنیا آمدن کوروش دوم یا کوروش بزرگ و با رشد فرهنگی که او تا هنگام نوجوانی از طرف جد مادری و با الهام از تدابیر هر دو طرف ( جد مادری و پدری ) درمملکت داری و اتحاد تیره های آریایی ایجاد شاهنشاهی بزرگ هخامنشی را سبب شد که بقول ویل دورانت « یکی از خوش اداره ترین دولت های همه ی دوره های تاریخی به شمار می رود » او بر اصل حکومت بر مردم آگاهی داشت و می دانست دین از دولت نیرومند تر است » و اقوام مغلوب نیز چون احترام او را نسبت به معابد و خدایان خویش می دیدند تابعیت او را می پذیرفتند و ما عظمت این طرز حکومت را در آثار باقی مانده از هخامنشیان احساس می کنیم.

بطور کلی پارسیان چندین ساعت از وقت خود را صرف پوشش تن و سر و آرایش سر وصورت خود می کردند و به صورت خود گرد های طلایی می پاشیدند پیشینیان اعتقاد داشتند که گرد ها و عطرهای آرایشی را مردم پارس ختراع کردند . آنها به برازندگی تن پوش ها « شانئیز» اهمیت بسیاری می دادند و به همین مناسبت جنس پارچه و رنگ آن بشدت مورد توجه شان بود مردان پارسی مانند زنان شان از گوشواره ، النگو و گردنبندها و بازو بند های طلا و نقره استفاده می کردند . در اغلب آثار پژوهش گران از پارسیان بعنوان قومی نجیب و زیبا و قد بلند و نیرومند یاد شده است . با اینکه لباس زیر برای اولین بار در زمان پارس ها مطرح شده از نشان دادن آن پرهیز می کردند

بطور کلی پارسیان مخصوصا ًپادشاهان و ترجیحاً کوروش وداریوش چون مردمان با هوش و خلاقی بودند جنبه های خوب حاصل از آمیزش با همسایگان و ساکنان بومی و ملل مغلوب را به نحو احسن دریافت کرده درمیان قوم خود تعمیم دادند ؛ از آن جمله تن پوش سواری را از قوم ماد و تن پوش رسمی را از ایلامیان (با تغییرات هوشمندانه که در آن دادند ) بصورت کندیس با چین های منظمی که در آستین ها و دامن آن ایجاد کردند بعنوان تن پوش قومی خود به جهانیان عرضه نمودند زیرا کوروش اعتقاد داشت که برای تحبیب اقوام تابع از خصوصیات خوب آنها باید استفاده کرد .

گروه نمایندگی ایلامیبار دادن داریوش

پوشاک مردان پارسی

۱ـ پیراهن رو ( کندیس )

ساده ترین و ابتدایی ترین فرم لباس رسمی پارسیان در بدو ورود همان لباس ماد ها بود که پارس ها بلند آن را بر تن می کردند

نجیب زاده ایرانی

پس از رسیدن پارس ها به فرمانروایی در این لباس ساده دگرگونی هایی روی می دهد کوروش پس از رسیدن به قدرت در اندیشه دگرگون کردن پوشش تن پارسیان می افتد تا بتواند چالاکی لازم را برای سوار شدن بر اسب و یا به هنگام نبرد داشته باشد از این رو ابتدا با دو تکه کردن لباس پارس ها که شامل دامن و جلیقه بود و سپس با رواج دادن تن پوش ماد ها ( تونیک و شلوار) در میان پارسیان به تن پوش پارسی جنبه تشریفاتی داد از آن به بعد این رداها یا کندیس ها را طبقات بالای اجتماع با رنگ ارغوانی و با تزئینات طلایی و نقره ای و طبقات پایین اجتماع با رنگ سرخ ونارنجی نقش دار مورد استفاده قرار می دادند .

مهر استوانه ای و کماندار پارسیداریوش و خشایار با کندیس

لباس هخامنشیان از یک پارچه مستطیل شکل تشکیل شده بود که حداقل عرض آن صد و بیست سانتیمتر می بودکه این ا ندازه بستگی به درازای دست پوشنده آن داشت در حقیقت باید به اندازه دو دست باز هر فرد باشد و طول آن بسیار بیشتر از طو ل قد پوشنده که در پهلوها به اندازه ای که می خواستند دوختی زده شود که کمی پایین تراز زیر بغل تا پایین دامن ( تا آخر طول پارچه ادامه می یافت ) و این دوخت تا جاییکه مقدور بودکیس داده می شد و هرگاه این پارچه مستطیل را بر میگرداندند و به اصطلاح پشت ورو می کردند و می پوشیدند و آستین های آن را از دهانه ی باز پهلو ها در زیر بغل بیرون می کشیدند چین هایی ایجاد می شد که با اتو پیلی هایی شبیه پیلی های منظم روی سنگ نگاره ها بوجود می آمد و با بستن کمر و تنظیم آن روی کمر از جلو و پشت در قسمت دامن در پهلو ها و جلو چین هایی ایجاد میشد که می توانستند آن چین ها را به دامن های یک چینه و دو چینه تبدیل کنند بعد از پوشیدن لباس تکه اضافی در داخل قرار میگرفت و همین تکه اضافی کیس داده شده سبب ایجاد چین ها در آستین و چین های افقی جلو دامن می شد ( تصویر ۱۱۵)

تن پوش نگهبان هخامنشی و تخت جمشید

۲ـ شنل

پارسیان بر روی کندیس های خود هنگام سرما نیم تنه ای شنل مانند می پوشیدند که برخلاف شنل های جلو باز و آستین دار و بلند ماد ها ، این شنل تنها قسمتی از جلو آن بسته بود آستین ها آزاد تا مچ دستها را می پوشانید

شنل پارسیان

۳ـ زیر پوش یا پیراهن زیر

مردان پارسی مانند زنانشان از نمایش بدن برهنه خود شرم می کردند و جز دو دست ، نمایش برهنه هریک از قسمت های بدن را خلاف ادب می شمردند . از این رو سر تا پای آنها با سربند و کلاه و جبه و ردا و پا پوش (شلوار یا جوراب شلواری و کفش )پوشیده می شد . در زیر لباس فراخ و پر چینشان لباسی سفید که شامل یک نیم شلواری سفید ( شورت کوتاه )همچنین یک پیراهن سفید چسبان می پوشیدند که طبق نوشته های استرابون از پارچه ای نرم وسفید بوده است .

درنقوش تخت جمشید و یا مهر ها پادشاهان هنگام نبرد گوشه های دامن خود را بالازده اند بطوری که قسمتی از ران و ساق پاهاشان از زیر دامن پیداست و این خود نشان دهنده این است که آنها شلوار کوتاهی به پا می کردند که قسمت بالای ران را پوشانده بودیعنی همان نیم شلواری که زنفون و استرابون به آن اشاره کرده اند ( تصویر ۱۱۷)

مهر دوره هخامنشی

۴ـ پوشش سر

کلاه مهم ترین بخش پوشاک پارسیان محسوب می شد زیرا گذشته از پوشاندن سر و آرایش آن برای نمایاندن خصوصیات قومی و نژادی از آن استفاده می شده است که از نظر تاریخ تمدن یک قوم بسیار مهم است انواع آن عبارت بود از :

الف ـ کلاه تَرک دار و بدون تَرک : این نوع کلاه در نقوش بر جسته ی تخت جمشید بر سر سربازان و بزرگان هخامنشی به کرّات دیده می شود این کلاه بیست و چهار ترک و از جنس نمد است که کلّه گی آن در وسط دارای کمی برجستگی است قدمت این کلاه به ۲۵۰۰ تا ۱۰۰۰ سال پ.م. می رسد ( تصویر ۱۱۸) در بعضی از نقوش باقی مانده از هخامنشیان کلاه بدون ترک و ساده مشاهده می شود که شکل و فرم آن مانند کلاه ترک دار ولی بلند است این کلاه مورد استفاده ی بزرگان و راهنمایان در باری که از بزرگان پارسی و مادی برگزیده می شدند بوده است ( تصویر ۱۱۹)

کلاه پارسی

ب ـ باشلق یا کلاه فریجی : پارسیان آن را از باشلق های مادی اقتباس کرده اند و در حقیقت کلاه سواران ایرانی در جنگ ها بوده است ؛ باشلق سر و صورت را در مقابل سرمای شدید و توفان شن یا برف و باران حفظ می کرد ( تصاویر ۱۲۰ تا ۱۲۲)

باشلق پارسی